ভূমিকা
Shiavault - a Vault of Shia Islamic Books Fatimiyyah is ʿAshuraʾ The Fadak Sermon of Fatima Zahra, peace be upon her, in Farsi خطبه فدك از فاطمه زهراء (عليها السلام) بزبان فارسي زماني که ابوبکر تصميم گرفت که فدک را از فاطمه بازستاند و اين مطلب و خبر به فاطمه ي زهرا سلام الله عليها رسيد سر بند خود را بر بست و چادر خويش را برخود فرو پيچيد و با جماعتي از زنان قوم و خدمتکاران خود به سوي مسجد روانه شد.
در حالي که به شدت خويشتن را پوشانده بود و راه رفتنش به عينه و بدون هيچ نقصي به راه رفتن رسول خدا صلي الله عليه وسلم شبيه بود تا بر ابوبکر وارد شد در حالي که وي در ميان عده اي از مهاجرين و انصار و غير آنان نشسته بود.
در اين هنگام پرده اي بين او و ديگر مردمان آويختند و ايشان نشستند آنگاه ناله اي جانسوز از دل برآورد که همه ي مردم به گريه افتادند و مجلس و مسجد به سختي به جنبش در آمد آنگاه لختي سکوت فرمود تا فرياد و همهمه خاموش گرديد و صداي گريه مردمان که همراه با ضجه بود ساکت شد و جوش و خروش آنان آرام يافت.
سپس کلام را با حمد و ثناي خدا آغاز فرمود و درود بر رسول خدا فرستاد که مجددا در اين هنگام صداي گريه ي مردم بلند شد وقتي که دوباره ساکت شدند کلام خويش را دنبال و سخن خود را ادامه داد: فاطمه ي زهرا سلام الله عليها چنين فرمود: آغاز خطبه حمد خداي را بر آنچه نعمت بخشيده و شکر او را در آنچه الهام نموده و ثنا و شکر بر او، بر آنچه پيشاپيش داده. از عموم نعمت هائي که خلق فرموده ، نعمت هاي فراواني که به انسان ها اعطا فرموده و تمام منت ها و نعمت هائي که پياپي فرو فرستاده.
تعداد آن از حوصله ي احصاء و شماره کردن بيرون است و سر حدات آن از جزا و پاداش فراتر و دامنه ي آن تا ابد از ادراک هوش فراختر. مردمان را فراخواند تا با شکر گزاري آنها نعمت هايشان را با پي در پي فرستادن زياده گرداند و ثناي مردم را به خود از راه افزون نمودن نعم خويش متوجه ساخت و با دعوت نمودن به اين نعم، نعمت ها را دو چندان نمود و گواهي دهم به اينکه جز الله خدائي نبوده و شريکي براي او نيست.
کلمه ي بزرگي که اخلاص را تاويل آن قرارداد و قلوب را متضمن وصل آن ساخت و در پيشگاه تفکر و انديشه معني آنرا کاملا معقول و روشن داشت. خداوندي که چشم ها را قدرت ديدنش نيست و زبانها را توان وصف وي نه و نيز وهم و خيال را به چگونگي ذات اقدسش دسترس نيست. اشياء را ايجاد فرمود نه از ماده اي که قبلا موجود باشد. آنها را ساخت بي آنکه از قالبي قالب گيري کرده باشد. آنها را به قدرت خويش موجود فرمود و آنها را به مشيت خويش ايجاد کرد. بي آنکه نيازي براي وي در ساختن آنها باشد و فايده اي در صورت بخشيدن به آنان.
مگر تثبيت کردن حکمت و هشيار کردن بر طاعتش و اظهار کردن قدرت خويش و رام کردن خلق به عبوديت خويش و عزت بخشيدن به دعوت خود. سپس پاداش مردمان را بر اساس طاعت آنان مقرر فرمود و عقاب و جزاي خود را در معصيت آنان.